|
آدرس من در فیس بوک + نگارش در دوشنبه 5 مرداد1388 17:11 توسط آخرین سامورائی
خدایا. . . بهارت رانمی خواهم وقتی یارانمان در بندند. . . + نگارش در چهارشنبه 28 اسفند1387 23:57 توسط آخرین سامورائی |
خبر مربوط به هفته پیش است اما فاجعه آنقدر عمیق است که نتوانستم به سادگی از کنارش بگذرم: به دلیل آتش سوزی عمدی نیزارهای دریاچه پریشان تعداد زیادی از پرندگان ولاکپشت ها زنده زنده در آتش سوختند. مصاحبهء مديركل دفتر زيستگاهها و امور مناطق سازمان محيط زيست با خبر گزاری فارس و پاسخهای احمقانه ایشان را در اینجابخوانید عکسهای بیشتر را نیز در اینجاببینید + نگارش در پنجشنبه 15 اسفند1387 21:18 توسط آخرین سامورائی |
قوانین جدید اعتقاد به دین قدیم و سواد آموزی را غیر قانونی اعلام کرد. و مالیاتها را به سه برابر افزایش داد. شب زفاف عروس از آن شاه بود و ارزش جان مردمان به اندازه چهارپایان کشورهمسایه که موطن اصلی شاه بود اعلام شد. هر گونه اعتراض و مخالفت با این قوانین مجازات مرگ داشت و در نهایت طبق این قوانین گوزیدن و چسیدن هم ممنوع اعلام شد. پادشاه گفت: ای وزیر این همه فشار آنان را به شورش وا خواهد داشت و مگر قرار نبود انقلاب مخملی کنیم؟ وزیر گفت: نگران نباشید اعلیحضرت. به بند گوزیدن دقت نفرمودید. این همان سوپاپ اطمینانیست که انرژی اعتراضشان را خالی کنند. و چنین شد که وزیر گفت. مردم لب به اعتراض گشودند که این ظلمی آشکار است. این طبیعی است که پادشاه بخواهد مردم را به دین خودش در آورد و یا سواد خواندن آنان را بگیرد. همچنین افزایش مالیات همیشه مطلوب شاهان بوده و مالکیت در شب زفاف هم رسمی قدیمیست. و بی ارزش بودن جان ما در مقابل جان مردمان همسایه هم از وطن پرستی شاه است اما دیگر منع چسیدن و گوزیدن خیلی زور است. و تازه مگر پادشاه میتواند در تمام مستراح های این سرزمین نگهبان بگمارد. آنان که باسواد تر بودند داد سخن دادند که تازه جانم خالی نمودن باد روده برای سلامت مفید است و هیچ قبحی در آن نیست. و اینان متحجرانی بیش نیستند که سرشان را در تنبان خلایق فرو می کنند. با کلی کیف به خاطر این تفسیر علمی وکلمه متحجر سر تکان می دادند و خودشان را روشنفکرمی نامیدند. وگفتند تازه مگر خود شاه نمی گوزد. جک های بسیاری ساختند در مورد شاه که از فرط نگوزیدن ترکیده, یا برای کنترل بر روده اش چوب پنبه به ماتحتش فرو کرده یا مثل سگ بوکشان دماغش را به سوراخ کون مردم می چسباند واینها را برای هم اس ام اس کردند و کلی خندیدند.نگهبانان حکومت در سراسر سرزمین پخش شدند تا اجرای قوانین را تضمین کنند. هر از چند گاهی بی خبر به مستراح ها یورش می بردند و افراد گوزو را دستگیر می کردند و به منکرات می بردند. اما مردم همچنان به چسیدن و گوزیدن درخفا ادامه می دادند و این صداهای بویناک روده شان را اعتراضی عظیم به حکومت میدانستند. مردم به صحراها می رفتند و می گوزیدند. در کوچه های شهر نگاهی به این ور و آنور می انداختند و پیفی میدادند. حتی مهمانی های زیر زمینی می گرفتند لوبیا می خوردند و گروپ گوز راه مینداختند. بعد از مدتی دیگر کسی آن ماجرای منع سواد ودین اجباری و کاپیتولاسیون و عروس دزدی و مالیات را به خاطر نیاورد وهمگان سعی کردند از این آخرین حق بدیهی خوشان دفاع کنند. و در همین احوال پادشاه و وزیرش در قصر قهقهه سر میدادند که چه زیرکانه مردمان را در بخارات اسیدی خودشان غرق کرده و همگان را گوزو کرده اند از تارنگار زن سان
+ نگارش در پنجشنبه 17 بهمن1387 23:44 توسط یک سامورائی |
علی رقم میل باطنی ام وبه دلیل مشغله فراوان آخرین سامورائی دیگر به روز نخواهد شد.فعالیت هایم پایان نیافته فقط نوع آن تغئیر کرده است .همیشه بر این باور بوده ام که آزادی ودموکراسی نیاز به تلاش دارد وهر کس به سهم خود باید تلاش کند وبرای رسیدن به آن سهم خود را پرداخت نماید. دوستان عزیز مجازی ام! شما در تمام لحظات تلخ و شیرین در کنارم بودید ومرا با نظراتتان به سوی روشنی رهنمون بودید.تجربه داشتن دوستانی همچون شما برایم فوق العاده بود تجربه ای که شاید هیچگاه برایم تکرار نشود به امید ایرانی آزاد + نگارش در دوشنبه 4 شهریور1387 23:52 توسط آخرین سامورائی |
روزى که اميرکبير به شدت گريست هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باختهاند، امير بىدرنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مىکوبند. اما نفوذ سخن دعانويسها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مىشدند يا از شهر بيرون مىرفتند. روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همهى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سىصد و سى نفر آبله کوبيدهاند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچههايتان آبلهکوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مىشود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست دادهاى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمىگردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز. در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مردهاند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مىکردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاىهاى مىگريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچهى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشکهايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيدهاند. در ادامه مطلب نیز ۲عکس وجود دارد که دیدنیست باسپاس از دوست خوبم آرتمیس + نگارش در یکشنبه 27 مرداد1387 3:42 توسط آخرین سامورائی |
ای اشک نیا. مدتها بود تصمیم داشتم در رابطه با قتل عام سال ۱۳۶۷ مطالبی را جمع آوری نمایم.گزارش زیر حاصل جستجوی چند ماه اخیر من است این گزارش درد آور پیشکش کسانی که(فارغ از کلیه گرایشات عقیدتی) فقط وفقط بخاطر اندیشه هایشان برطناب های دار بوسه زدند پس از تهاجم نیروهای سازمان مجاهدین با پشتیبانی ارتش عراق به داخل ایران ...آیت الله خمینی حکمی را درباره بررسی مجدد پرونده ... [افراد] زندانی که همچنان بر سر موضع خود بودند و صدور حکم محکومیت اعدام برای کسانی که برنامه شورش در زندان همزمان با برنامههای بیرون سازمان داشتند، صادر کردند.»(رضایی و سلیمی نمین، پاسداشت حقیقت:۱۴۲) که متن نامهها در خاطرات آیتالله حسین علی منتظری که در آن زمان از مقامات رده بالای جمهوری اسلامی و قائم مقام رهبری بوده است، و با اعدامها مخالف بودهاست، وجود دارند. آیت الله خمینی آنها را «محارب» اعلام میکند و چنین حکم میدهد: «از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه میگویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتدادپیدا کردهاند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاریهای حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون، کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و میکنند، محارب و محکوم به اعدام میباشند.» متن نامه وتصویر حکم آیت الله خمینی
ادامه مطلب + نگارش در سه شنبه 1 مرداد1387 1:9 توسط آخرین سامورائی |
+ نگارش در سه شنبه 18 تیر1387 22:6 توسط آخرین سامورائی
دوست پسرم را خیلی دوست داشتم؛ عاشقش بودم. بعد از یک سال رابطه تصمیم به ازدواج گرفت. اما نه با من. برای همین حس کردم فقط می خواسته از من استفاده کند. این حرف بهارک است. او ۲۳ سال سن دارد، دیپلمه و منشی مطب دکتری است در یکی از خیابان های شمال تهران. خودش هم ساکن همین منطقه است. بهارک فروردین امسال عمل ترمیم بکارت را انجام داده است: دکتر آشنای دوستم بود، از من ۴۰۰ هزار تومان گرفت. نیم ساعت هم بیشتر طول نکشید. درد هم نداشت فقط استرس خودم باعث شده بود احساس درد کنم. بعد از عمل هم درد زیادی نداشتم. الان فقط موقع عادت ماهیانه درد کمی احساس می کنم. + نگارش در سه شنبه 11 تیر1387 12:40 توسط آخرین سامورائی |
كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى(نزدیکی) او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ(در ران کردن چیزی-درگرفتن) اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطى(نزدیکی) كند اگر افضاء(یکی شدن مجرای بول وحیض یا مجرای حیض وغائط یا هرسه) نكرده باشد بغير از گناه چيزى بر او نيست ، و اگر كرده باشد يعنى مجراى بول و مجراى حيض او را يكى كرده باشد و يا مجراى حيض و غائط او را يكى كرده باشد تا ابد وطى(نزدیکی) او بر وى حرام مى شود، لكن در صورت دوم حكم بنابر احتياط است و در هر حال بنا بر اقوى(نظر قوی بر این است) بخاطر افضاء از همسرى او بيرون نمى شود در نتيجه همه احكام زوجيت بر او مترتب مى شود يعنى او از شوهرش و شوهرش از او ارث مى برد، و نمى تواند پنجمين زن دائم بگيرد و ازدواجش با خواهر آن زن بر او حرام است و همچنين ساير احكام ، و بر او واجب است مادامى كه آن زنده است مخارجش را بپردازد. هر چند طلاقش داده باشد، بلكه هر چند كه آن زن بعد از طلاق شوهرى ديگرى انتخاب كرده باشد كه بنابر احتياط بايد افضا كننده نفقه او را بدهد، بلكه اين حكم خالى از قوت نيست ، و نيز بر او واجب است ديه افضا را كه ديه قتل است بآن زن بپردازد اگر آن زن آزاد است نصف ديه مرد را با مهريه ايكه معين شده و بخاطر عقد دخول بگردنش آمده به او بدهد، و اگر بعد از تمام شدن نه سال با او جماع(آمیزش جنسی)كند و او را افضاء (یکی شدن مجرای بول وحیض یا مجرای حیض وغائط یا هرسه) نمايد حرام ابدى نمى شود و ديه بگردنش نمى آيد، لكن نزديكتر به احتياط آن است كه مادامى كه آن زن زنده است نفقه اش را بدهد هر چند كه بنا بر اقوى(نظر قوی بر این است) واجب نيست تحریرالوسیله،جلد چهارم،کتاب نکاح،نوشته ی آیت الله خمینی مستحب است در شوهر دادن دختری که بالغه است یعنی مکلف شده عجله کنید ، حضرت صادق علیه السلام فرمودند یکی از سعادتهای مرد آنستکه دخترش در خانه او حیض نبیند. توضیح المسائل امام خمینی ، مؤسسه انجام کتاب سال 1359 ، مسئله 2459 ص 430 "اینترنت توطعه استکبار جهانی" رادر اینجا بخوانید + نگارش در دوشنبه 27 خرداد1387 16:1 توسط آخرین سامورائی |
|